الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
47
الغدير ( فارسي )
او را به سزاى بدىهايش مىرسانند ، از نيكىها بىبهره مىگردانند و كوخى را برايش در دوزخ تهى مىنمايند . چگونه سرود خوانان با خوانندگى ( غنا ) شان او را شادمان مىداشتند و در پيمانههاى سيمين و زرين باده ( خمر ) برايش مىريختند ؟ آن غنا در روز برانگيخته شدن عنا ( رنج ) مىشود و اين خمر نيز جمر ( آتش ) كه در دل او بر مىافروزند . آيا ثغر ( دندان ) دختر زاده ى پيامبر را از سر نادانى مىكوبند ؟ مگر اين ثغر كسى نيست كه خود پشتيبان ثغر ( مرز ) آئين به شمار مىرود ؟ - براى خونخواهى او - جانشينى بايد تا شكستهائى را كه به كيش ما روى نموده - با دادگرىاش - جبران كند . فرشتگان - از هر سوى پيرامون او را فرا گيرند و خوشبختى و پيروزى و شوكت پيشاپيش او روان باشند سر نيزه اش از خفتانها مىگذرد دربان او عيسى است و نگاهبانش خضر به راستى دستارنياى وى سرش را مىپوشاند چنان كه پادشاهان شكارگر نيز در سايه ى بخت بلند و سرنوشت نيكو مىآسايند سينهء او پيرامون دانش پيامبر را فرا گرفته و خوشا دانشى كه با آن سينه پيوند بخورد . او - محمد نام و پرهيزگار ، پاك و پاك نهاد و داناى برجسته - فرزند پيشواى عسكرى است و نوادهء على هادى ( راهنما ) و بازماندهء محمد جواد ( بخشنده ) و آن آرميده در طوس كه على رضا است و پسر موسى كه با گام نهادن در بغداد بوى خوش را در آنجا بپراكند . راست و عده اى از زادگان امام صادق ( پيشواى راستگو ) كه گردن